آن‌سوی ماتریکس مرور و شرحی بر مطالب اصلی آثار کارلوس کاستاندا و تعلیمات دن خوان است که به این منظور از صحنه‌های فیلم‌هایی همچون سه‌گانه‌ی ماتریکس و دیگر آثاری که در مقدمه‌ی «افسانه‌های قدرت» به آن‌ها اشاره شده، استفاده شده است. توصیه می‌شود مقدمه کتاب مذکور که چهارمین کتاب از مجموعه آثار دنباله‌دار کاستاندا می‌باشد، برای درک بهتر این مقالات مطالعه شود. مطالب این بخش به مرور اضافه خواهند شد.
جهت اطلاع از زمان انتشار مقالات، می‌توانید در کانال تلگرام و صفحه‌ی اینستاگرام سایت عضو شوید.

 

آنسوی ماتریکس، آغاز پایان

در مقدمه‌ی کتاب «افسانه‌های قدرت» به سلسله مباحثی اشاره کردم که قصد داشتم با عنوان «آنسوی ماتریکس» در سایت منتشر کنم و چند قسمت نیز در دسترس علاقمندان قرار گرفت.
اما اکنون قصد دارم این مبحث را به آغاز پایان برسانم، چرا که در این کار سودی نمی‌بینم.
درک معرفتی که در برخی آثار به ظاهر سینمایی همچون سه‌گانه‌ی ماتریکس به کار گرفته شده، به سالها تجربه و «عمل کردن» به طریق معرفت نیاز دارد، نه شعار دادن...و تکه تکه کردن سکانس‌های یک فیلم و انطباق آن با سخنان سایر عرفا، برای آنان که طی طریق نمی‌کنند، همچون وزش بادی است که از کنار گوش شان رد می‌شود و سفینه روح‌شان را به حرکت در نخواهد آورد، درحالیکه عاقلان را اشارتی کافی است.

سفر به آنسوی ماتریکس، با کشتی نجات صائب و بنان

 

 این بار همراه با صائب و بنان، بر کشتی نجات سوار می شویم. نجات از ماتریکس. رهیدن از جزیره تونال! جزیره اوهام...رهیدن اما راهی دارد که صائب تبریزی در تک تک ابیات این غزل ناب که به حق کشتی نجات است، به آن پرداخته و بنان که همواره در انتخاب اشعار حسن سلیقه دارد، ما را با آواز خود به سوی نجات فرا می خواند. در روزگاری که بسیاری به دنبال سبک زندگی لاکچری و زرق و برق کاذبند، چشم ها به سختی درخشش و اشرافیت حقیقی اشراق را می بینند. به تک تک کلمات به کار رفته در ابیات توجه کنید و از لذت یافتن گنج حقیقی غزلی اینچنین جامع و جهانشمول، سیراب شوید. 
بگذر ز دستگیری ما ای سبوی خام
ما التجا به پای خم می نبرده ایم...

آنسوی ماتریکس، قسمت سوم

 

 

 

گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم، گفت آن روز که این گنبد مینا می کرد...
متوقف کردن دنیا و دیدن برای اولین بار...


 


آنونس معرفی فیلم ها

 

 

 

معرفی فیلم‎های مربوط به مباحث «آنسوی ماتریکس» و مجموعه کتاب‎های کارلوس کاستاندا
بعد از بیست سال سر کردن با سه‎گانه‎‎ی ماتریکس، همزمانی  آغاز این مبحث با انتشار خبر رسمی ساخت قسمت چهارم فیلم را به فال نیک می‎گیرم و مثل دن خوان آن را نشانه‎ای خوش یمن می‎پندارم. امیدوارم ساخت این قسمت، به تثلیث بی نظیر فیلم آسیبی نزند.
همان‎طور که در مقدمه‎ی کتاب «افسانه‎های قدرت» نیز ذکر کردم، نوشتن درباره‎ی برخی مسائل درست مانند لحظه‎ی شکافت اتمی است. یک عبارت یا جمله گفته می‎شود، اما همان یک کلمه چنان مفاهیم گسترده و عمیقی را در بر می‎گیرد که ممکن است برای توضیحش نیاز به نوشتن چندین و چند کتاب باشد...دنیای سینما قرابتی بی‎رقیب با عرفان و البته خودِ زندگی دارد. داستان زندگی ما چیست به جز فیلمی که روزی به پایان می‎‎رسد. بارها در فیلم‎‎هایی که به ظاهر هیچ ارتباطی با دنیای معرفت نداشتند، نکات جالب توجه بسیاری را دریافته‎ام، حال چه رسد به فیلم‎هایی که خواسته یا ناخواسته، مستقیماً با هدف پرده افکندن از پشت صحنه حقیقت ساخته‎ شده‎اند...
در این کلیپ برش‎هایی کوتاه از فیلم‎هایی که به آن‎ها خواهیم پرداخت، گنجانده شده تا در مقالات بعدی به جزئیات بیشتری از کتاب و فیلم‎ها بپردازیم.
علاقمندان به این مبحث می‎توانند کلیپ‎های کامل همراه با مقاله‎های مربوطه را از طریق سایت دنبال کنند و به خاطر محدودیت‎های تلگرام و اینستاگرام، فقط بخشی کوتاه به عنوان معرفی در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام منتشر خواهد شد.


 


آنونس فیلم ماتریکس

 

 

 

 آزادی پس از یک عمر اسارت و بردگی در رؤیاهای دروغین ماتریکس چه طعمی دارد؟ در دورانی که انسان‌ شبکه‌های ضداجتماعی و فضای مجازی را با زندگی به ظاهر واقعی خود اشتباه گرفته، بیدار شدن از این خواب مضاعف چقدر دشوارتر شده. خوابی که هر چند بسیار واقعی است، اما چیزی به جز خواب نیست...