وبلاگآخرین اخبار سایت

کهکشان نورد، وبسایت شخصی غزال (غزاله) رمضانی

جان تازه می شود ز نسیم بهار عشق...

در  جست‎وجوی «زندگی بهتر»... «دوست داشتم کسی، جایی منتظرم باشد» جایی که شاید «آن‎جا پیدایش کنم»، یک نام، یک اسم شب، یک رمز، یک راز... حافظ با من قافیه‎بازی می‎کرد: «در ازل پرتو حسنت ز  تجلی دم زد...» ساحل را رها  کردم و  دل به دریا زدم...

به تماشای «پرتو حسن» دور از چشم عقل و همان‎جا بود که سرانجام  پیدا شد«عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد...» در همین «گریز دلنشین » بود که یافتمش: «آنکس که دوستش داشتم»... نه در سَنت ژِرمن دِپره، نه در کافه‎های کارتیه لاتَن، همین‎جا...جایی همین نزدیکی، در «جنوب مرز، غرب خورشید»...آخر من «مسافر شانس» بودم...

غزال‎ه رمضانی، بهار زرین 1396

☀️پ.ن: جوینده، یابنده است! آی عشق، چهره‎ی آبی‎ات پیداست، خوب هم پیداست.
☀️پ.ن: حافظ‎جان، روزت مبارک. در حکمت تو  همین بس که ابتدا و انتهای جهان را اینچنین  استادانه، در یک غزل و در پرده‎ی رازی آشکار سرودی.
☀️پ.ن: مجموعه کتاب‎های آنا گاوالدا توسط نشر آوای چکامه منتشر شد.
 مشروح اخبار، به زودی! 

نوشتن دیدگاه


کهکشان نورد